تعداد کودکان زبالهگرد در ایران همچنان مشخص نیست و به گفته مسئولان سازمان بهزیستی کشور، تاکنون آمار رسمی و دقیقی از این گروه از کودکان منتشر نشده است. فاطمه سلطانی، سرپرست مرکز اورژانس اجتماعی، پیشگیری از آسیبها و بازتوانی اعتیاد سازمان بهزیستی، هشدار داده است که کاهش حضور کودکان کار در چهارراهها لزوماً به معنای کاهش این پدیده نیست؛ زیرا برخی اقدامات موسوم به جمعآوری کودکان ممکن است آنها را به کارگاههای زیرزمینی و فضاهای بیدفاع شهری سوق دهد.
به گزارش ایسنا، سازمان بهزیستی سال گذشته به حدود ۹ هزار کودک کار و خیابان خدمات روزانه و به ۳ هزار نفر خدمات شبانهروزی ارائه کرده است. بااینحال، مسئولان تأکید میکنند که باید میان کودکان کار و خیابان و کودکان زبالهگرد تفاوت قائل شد؛ چراکه آمار دقیق گروه دوم در دسترس نیست و تاکنون هیچ مرجع رسمی آمار مشخصی از تعداد آنها ارائه نکرده است.
چند کودک زبالهگرد در ایران وجود دارد؟
یکی از مهمترین چالشها در بررسی وضعیت کودکان زبالهگرد، نبود آمار دقیق و قابل اتکا از تعداد آنهاست. فاطمه سلطانی اعلام کرده است که سازمان بهزیستی تاکنون آمار رسمی مشخصی درباره تعداد کودکان زبالهگرد دریافت نکرده و در این زمینه اطلاعات دقیقی در اختیار نیست.
نبود آمار روشن، ارزیابی دقیق ابعاد این آسیب اجتماعی و سنجش میزان اثربخشی برنامههای حمایتی را دشوار میکند. همچنین، وقتی اطلاعات جامعی از تعداد کودکان، محل فعالیت و شرایط زندگی آنها وجود نداشته باشد، برنامهریزی برای شناسایی، حمایت و ارائه خدمات متناسب با نیازهایشان با پیچیدگی بیشتری همراه خواهد شد.
در همین حال، آمار مربوط به کودکانی که از خدمات مراکز بهزیستی استفاده کردهاند، تصویر جداگانهای از فعالیتهای حمایتی این سازمان ارائه میدهد. طبق اظهارات سلطانی، در سال گذشته حدود ۹ هزار کودک کار و خیابان از خدمات روزانه و حدود ۳ هزار کودک از خدمات شبانهروزی مراکز بهزیستی بهرهمند شدهاند. این ارقام مربوط به دریافتکنندگان خدمات هستند و نباید آنها را معادل تعداد کل کودکان کار یا زبالهگرد کشور دانست.
آیا کاهش حضور کودکان در چهارراهها به معنای کاهش کودککاری است؟
سرپرست مرکز اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی هشدار داده است که کاهش حضور کودکان در چهارراهها نباید بهعنوان نشانه قطعی کاهش کودککاری در نظر گرفته شود. به گفته او، شرایط اقتصادی کشور همچنان میتواند زمینه حضور کودکان در فعالیتهای کاری را فراهم کند و دیده نشدن آنها در خیابان لزوماً به معنای پایان فعالیتشان نیست.
سلطانی توضیح داده است که در صورت افزایش اقدامات جمعآوری کودکان، ممکن است برخی از آنها از فضاهای عمومی به محیطهایی منتقل شوند که نظارت کمتری بر آنها وجود دارد؛ از جمله کارگاههای زیرزمینی یا فضاهای بیدفاع شهری.
این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا ارزیابی وضعیت کودکان کار نباید فقط بر اساس تعداد کودکانی انجام شود که در معابر عمومی دیده میشوند. اگر کودکان به محیطهای پنهانتر منتقل شوند، شناسایی وضعیت آنها و بررسی احتمال بهرهکشی یا قرار گرفتن در شرایط نامناسب دشوارتر خواهد شد.
از این منظر، موفقیت برنامههای ساماندهی باید با توجه به میزان دسترسی کودکان به حمایتهای اجتماعی، شرایط زندگی و کار آنها و امکان شناسایی بهموقع موارد آسیبپذیر ارزیابی شود؛ نه صرفاً بر اساس کاهش حضورشان در خیابانها.
اقدامات دستگاههای مسئول برای ساماندهی کودکان کار
سلطانی با اشاره به افزایش حساسیت سازمانها نسبت به وضعیت کودکان زبالهگرد، از اقداماتی برای محدود کردن استفاده از کودکان در فعالیتهای مرتبط با جمعآوری زباله خبر داده است. به گفته او، در مقطعی شهردار وقت بخشنامهای به پیمانکاران ابلاغ کرده بود که بر اساس آن نباید از کودکان استفاده میشد و اجرای این موضوع نیز پیگیری میشد.
او همچنین به همکاری دستگاههای مختلف در تهران اشاره کرده و گفته است که اقداماتی با مشارکت نهادهای مسئول انجام شده و این روند در دورههای مختلف ادامه یافته است. به گفته سلطانی، قوه قضاییه، سازمان بهزیستی و وزارت کشور همچنان در این زمینه فعالیت دارند.
بااینحال، مسئولان تأکید دارند که اقدامات اجرایی باید به شناسایی و حمایت از کودکان منجر شود و صرف دور کردن آنها از دید عمومی کافی نیست. در صورتی که کودکان پس از جمعآوری به محیطهای نامناسب دیگری منتقل شوند، بخشی از آسیبهای اصلی ممکن است همچنان ادامه پیدا کند.
شناسایی و حمایت بهموقع؛ راهکار کاهش آسیبهای کودککاری
به گفته سرپرست مرکز اورژانس اجتماعی، هماهنگی میان دستگاههای مختلف میتواند به ایجاد الگویی برای شناسایی، جذب، حمایت و ارجاع بهموقع کودکان کار و خیابان کمک کند.
در این رویکرد، شناسایی کودکان در معرض آسیب باید با ارائه حمایتهای متناسب و پیگیری وضعیت آنها همراه باشد. هدف این است که آثار منفی حضور کودکان در خیابان کاهش پیدا کند و در عین حال، آنها در فرایند ساماندهی از دسترس نهادهای حمایتی خارج نشوند.
توجه به شرایط خانوادگی کودکان نیز اهمیت دارد؛ زیرا به گفته سلطانی، بسیاری از کودکان کار و خیابان برای تأمین معاش خانوادههای خود کار میکنند. بنابراین، بررسی وضعیت این کودکان بدون توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی خانوادههایشان نمیتواند تصویر کاملی از مسئله ارائه دهد.
آیا کودکان کار عضو باندهای سازمانیافته هستند؟
یکی دیگر از پرسشهای مطرحشده درباره کودکان کار و خیابان، احتمال عضویت برخی از آنها در باندهای سازمانیافته و قرار گرفتن در معرض بهرهکشی است. سلطانی در پاسخ به این موضوع گفته است که آمار دقیقی درباره تعداد کودکانی که عضو چنین باندهایی هستند، در اختیار ندارد؛ بااینحال، وجود موارد بهرهکشی از کودکان در قالب باند را نیز رد نمیکند.
او تأکید کرده است که بسیاری از کودکان کار و خیابان در حال حاضر برای کمک به تأمین معاش خانوادههای خود فعالیت میکنند و نباید همه آنها را مجرم یا در تعارض با قانون تلقی کرد.
به گفته این مقام مسئول، بیشتر این کودکان با خانوادههای خود ارتباط دارند و برخی فعالیتهایی که انجام میدهند، اساساً ماهیت مجرمانه ندارند. ازاینرو، برخورد با پدیده کودککاری باید با توجه به شرایط هر کودک و بدون تعمیم دادن اتهامهای مجرمانه به همه کودکان کار انجام شود.
این تفکیک از آن جهت مهم است که کودکان کار ممکن است به دلایل متفاوتی وارد بازار کار شوند و نیازهای حمایتی آنها نیز یکسان نباشد. شناسایی موارد بهرهکشی، در کنار حمایت از کودکانی که برای کمک به خانواده کار میکنند، به رویکردی دقیق و متناسب با شرایط هر مورد نیاز دارد.
قانون کار درباره اشتغال کودکان چه میگوید؟
قانون کار ایران برای اشتغال افراد کمسن محدودیتهایی تعیین کرده است. بر اساس ماده ۷۹ قانون کار، بهکارگماردن افراد کمتر از ۱۵ سال ممنوع است. همچنین، ماده ۸۰ این قانون افراد ۱۵ تا ۱۸ سال را کارگر نوجوان تعریف میکند.
برای کار نوجوانان نیز مقررات مشخصی در نظر گرفته شده است. مطابق ماده ۸۳ قانون کار، ساعات کار نوجوانان با محدودیتهایی همراه است و بر اساس ماده ۸۴، نوع کار نباید به جسم یا روح نوجوان آسیب برساند. همچنین، طبق توضیحات ارائهشده از سوی مسئول سازمان بهزیستی، کارگران نوجوان مشمول بیمه تأمین اجتماعی میشوند.
این مقررات نشان میدهد که قانون میان اشتغال کودکان زیر ۱۵ سال و وضعیت کارگران نوجوان تفاوت قائل شده است. بااینحال، رعایت حقوق افراد نوجوان به معنای مجاز بودن هر نوع فعالیت شغلی نیست و شرایط کار باید با محدودیتهای قانونی و الزامات مربوط به سلامت جسمی و روانی آنها سازگار باشد.
مهمترین مواد قانونی مرتبط با کار کودکان و نوجوانان
- ماده ۷۹ قانون کار: اشتغال افراد زیر ۱۵ سال را ممنوع میکند.
- ماده ۸۰ قانون کار: افراد ۱۵ تا ۱۸ سال را در گروه کارگران نوجوان قرار میدهد.
- ماده ۸۳ قانون کار: برای ساعات کار نوجوانان محدودیتهایی تعیین میکند.
- ماده ۸۴ قانون کار: بر ضرورت پرهیز از کارهایی که به جسم یا روح نوجوان آسیب میرسانند، تأکید دارد.
علاوه بر قانون کار، پیماننامه حقوق کودک و مقاولهنامه شماره ۱۸۲ سازمان بینالمللی کار نیز در موضوع حفاظت از کودکان در برابر کارهای زیانبار مطرح هستند. به گفته سلطانی، کشورها بر اساس این چارچوبها موظفاند مشاغلی را که کودکان نباید در آنها فعالیت کنند، مشخص کنند.
چرا مقابله با کار کودکان به نظارت مؤثر نیاز دارد؟
یکی از نگرانیهای اصلی مطرحشده از سوی سازمان بهزیستی این است که اقدامات محدودکننده در محیطهای عمومی، اگر با شناسایی و حمایت اجتماعی همراه نباشند، ممکن است فقط محل فعالیت کودکان را تغییر دهند. انتقال احتمالی کودکان به کارگاههای زیرزمینی یا فضاهای دور از نظارت، میتواند شناسایی شرایط نامناسب و ارائه کمک به آنها را دشوارتر کند.
از سوی دیگر، نبود آمار دقیق درباره کودکان زبالهگرد، ارزیابی گستره این مسئله را با محدودیت روبهرو میکند. آمار خدمات مراکز بهزیستی نشان میدهد که بخشی از کودکان کار و خیابان تحت پوشش خدمات حمایتی قرار گرفتهاند، اما این آمار بهتنهایی برای تعیین تعداد کل کودکان فعال در این حوزه کافی نیست.
در مجموع، اظهارات مسئول سازمان بهزیستی بر دو نکته اصلی تأکید دارد: نخست، هنوز آمار رسمی و دقیقی از تعداد کودکان زبالهگرد در کشور وجود ندارد؛ دوم، کاهش حضور کودکان در خیابانها لزوماً به معنای کاهش آسیب نیست. شناسایی بهموقع، حمایت اجتماعی، هماهنگی دستگاههای مسئول و نظارت بر شرایط کار کودکان، از محورهای مهمی هستند که میتوانند به کاهش آسیبهای ناشی از کودککاری کمک کنند.






