رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور با هشدار درباره تأثیر فشارهای اقتصادی، تورم، ناامنی و بلاتکلیفی اجتماعی بر سلامت روان مردم اعلام کرده است که جامعه فاصله زیادی تا رسیدن به نقطه اضطرار ندارد. علیرضا آقایوسفی معتقد است افزایش استرسهای مزمن میتواند در بلندمدت به اضطراب، افسردگی، تعارضات خانوادگی و مشکلات جسمانی منجر شود؛ در حالی که هزینه بالای خدمات روانشناسی و نبود پوشش بیمهای، دسترسی بسیاری از افراد به این خدمات را دشوار کرده است.
تورم و فشارهای اقتصادی دسترسی به خدمات روانشناسی را دشوار کرده است
علیرضا آقایوسفی، رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور، در گفتوگویی درباره وضعیت سلامت روان جامعه توضیح داده است که این سازمان وظیفه ارزیابی صلاحیت حرفهای روانشناسان و مشاوران و نظارت بر کیفیت خدمات آنها را بر عهده دارد و انجام پژوهشهای آماری درباره میزان مراجعه مردم در حیطه وظایف سازمان نیست.
او تأکید کرده است که بدون انجام پژوهش دقیق نمیتوان درباره افزایش یا کاهش مراجعه مردم به روانشناسان در یک سال اخیر اظهارنظر قطعی کرد. با این حال، از نظر روانشناختی، قرار گرفتن افراد در معرض استرس شدید ممکن است طی یک تا دو سال بعد پیامدهایی مانند اضطراب، افسردگی، تعارضات زناشویی و برخی مشکلات جسمانی به همراه داشته باشد.
به گفته آقایوسفی، تورم از سوی دیگر توان مالی مردم برای استفاده از خدمات مشاورهای را کاهش میدهد. از آنجا که خدمات روانشناسی تحت پوشش بیمههای پایه قرار ندارند، ممکن است افرادی که به این خدمات نیاز دارند، به دلیل هزینهها امکان مراجعه نداشته باشند.
در نتیجه، افزایش فشارهای روانی لزوماً به افزایش متناسب مراجعه به روانشناس منجر نمیشود؛ زیرا همزمان با بیشتر شدن نیاز به خدمات سلامت روان، توان اقتصادی خانوارها برای دریافت این خدمات کاهش پیدا میکند.
هزینه بالای خدمات روانشناسی؛ چالش مراجعان و متخصصان
رئیس سازمان نظام روانشناسی معتقد است تعرفههای موجود و هزینههای اداره مراکز مشاوره، شرایط دشواری برای ارائهدهندگان خدمات و مراجعان ایجاد کرده است.
او برای توضیح این وضعیت به شرایط کاری یک روانشناس اشاره کرده است که با پنج روز کاری در هفته و پنج مراجعهکننده در روز، در صورت تکمیل ظرفیت میتواند حدود ۱۰۰ جلسه در ماه برگزار کند. با وجود درآمد احتمالی حدود ۷۰ میلیون تومان، هزینههایی مانند اجاره محل، آب، برق، گاز، تلفن، پذیرش، شارژ و مالیات از این مبلغ کسر میشود.
به این ترتیب، از نگاه آقایوسفی، هم مردم برای پرداخت هزینه جلسات مشاوره با محدودیت روبهرو هستند و هم تعرفههای خدمات روانشناختی الزاماً تمام هزینههای اداره یک دفتر یا مرکز مشاوره را پوشش نمیدهد.
طرح بیمه خدمات روانشناسی روی میز شورای مرکزی
آقایوسفی بیمه شدن خدمات روانشناسی و مشاوره را یکی از راهکارهای اصلی برای افزایش دسترسی مردم به این خدمات میداند. به گفته او، طرحی در این زمینه تدوین و به شورای مرکزی سازمان ارائه شده است.
بر اساس این پیشنهاد، در صورت موافقت و دریافت مجوزهای لازم، راهنماهای بالینی و دستورالعملهای درمانی استاندارد تدوین میشوند و اجرای آزمایشی آنها زیر نظر شورای عالی بیمه سلامت پیش خواهد رفت. در صورت تأیید این مراحل، زمینه قرار گرفتن خدمات روانشناسی و مشاوره در پوشش بیمهها فراهم خواهد شد.
رئیس سازمان نظام روانشناسی میگوید اجرای طرح از نظر عملیاتی قابل پیگیری است، اما تصمیمگیری درباره آن به تصویب شورای مرکزی بستگی دارد. او همچنین اعلام کرده است که حدود چهار ماه از ارائه پیشنهاد گذشته، اما هنوز این طرح در شورای مرکزی تصویب نشده است.
به اعتقاد آقایوسفی، بیمه خدمات روانشناسی صرفاً موضوعی صنفی نیست و باید بهعنوان مسئلهای اجتماعی و مرتبط با سلامت عمومی مورد توجه قرار گیرد.
پیشنهاد به کارخانهها برای استخدام روانشناس و حمایت از کارگران
تا زمان مشخص شدن وضعیت طرح بیمه، یکی از راهکارهای پیشنهادی رئیس سازمان نظام روانشناسی، استفاده از ظرفیت کارخانهها و شرکتهای بزرگ برای ارائه خدمات مشاوره به کارکنان است.
به گفته او، مجموعههای صنعتی میتوانند برای راهاندازی مرکز مشاوره از سازمان مجوز دریافت کنند یا با همکاری مراکز مشاوره، خدمات موردنیاز کارکنان خود را فراهم آورند. در این الگو، سازمان نظام روانشناسی میتواند در چارچوب مقررات، مجوزهای لازم و مسئول فنی را معرفی کند.
برای مثال، کارخانهای با هزار کارگر میتواند بخشی از بودجه رفاهی کارکنان را به خدمات سلامت روان اختصاص دهد و برای مدتی یک روانشناس را در مجموعه خود به کار بگیرد.
نقش روانشناس در کاهش تعارضات محیط کار
ارائه خدمات روانشناختی در محیط کار فقط به مسائل شخصی کارکنان محدود نمیشود. روانشناس میتواند در کاهش اختلاف میان کارگران، حل تعارض میان کارکنان و مدیران و مدیریت مقاومت در برابر تغییرات سازمانی نیز نقش داشته باشد.
آقایوسفی تأکید کرده است که روانشناس فعال در محیطهای کارگری باید با فرهنگ کار، شرایط شغلی، شیفتهای کاری و مشکلات خاص این گروه آشنا باشد. همچنین کارکنان باید در صورت نیاز فرصت و امکان مراجعه به مرکز مشاوره را داشته باشند.
او معتقد است توجه به خانواده کارکنان، حمایت از آنها در مناسبتهای مختلف و درک مشکلات شخصی و خانوادگی کارگران میتواند احساس ارزشمندی و تعلق سازمانی را تقویت کند. چنین رویکردی، در صورت اجرای اصولی، ممکن است علاوه بر کمک به سلامت روان کارکنان، بر انگیزه و عملکرد شغلی آنها نیز تأثیر مثبت بگذارد.
آیا مشکلات اقتصادی میتوانند زمینهساز افزایش آسیبهای اجتماعی شوند؟
رئیس سازمان نظام روانشناسی در پاسخ به پرسشی درباره ارتباط میان نبود پوشش بیمهای خدمات سلامت روان و آسیبهایی مانند قتلهای خانوادگی گفته است که این مسئله میتواند یکی از عوامل مؤثر باشد، اما تنها عامل نیست.
او با اشاره به مفهوم «آنومی» یا بیهنجاری اجتماعی، توضیح داده است که افزایش فشارهای اجتماعی و اقتصادی ممکن است به تضعیف روابط عاطفی، افزایش تعارضات خانوادگی و قرار گرفتن خانوادهها در معرض آسیب منجر شود.
آقایوسفی همچنین گفته است که در گذشته برخی درگیریها و قتلها ممکن بود میان گروهها یا طایفهها رخ دهد، اما کشیده شدن چنین خشونتهایی به درون خانواده میتواند نشانهای نگرانکننده باشد.
با این حال، او تأکید کرده است که آمار رسمی و دقیقی درباره افزایش جنایتهای خانوادگی در اختیار ندارد و نمیتوان بدون دادههای معتبر درباره روند افزایشی یک جرم مشخص اظهارنظر قطعی کرد.
بلاتکلیفی در شرایط نه جنگ و نه صلح چه تأثیری بر سلامت روان دارد؟
آقایوسفی یکی از عوامل مهم فشار روانی در شرایط کنونی را بلاتکلیفی و ناتوانی در پیشبینی آینده میداند. به گفته او، زمانی که افراد نمیدانند چه اتفاقی در انتظارشان است و نمیتوانند برای زندگی خود برنامهریزی کنند، ممکن است اضطراب بیشتری را تجربه کنند.
از دیدگاه او، ابهام و احساس تهدید مداوم میتواند در بلندمدت به فرسودگی روانشناختی و جسمانی منجر شود. این فشارها ممکن است حتی پس از گذشت زمان، در قالب مشکلات جسمانی یا افزایش تنشهای خانوادگی خود را نشان دهند.
پیامدهای احتمالی استرس مزمن بر بدن
رئیس سازمان نظام روانشناسی به برخی پیامدهای احتمالی استرس طولانیمدت اشاره کرده است؛ از جمله تنش عضلانی، مشکلات گوارشی و دردهای مرتبط با عضلات و مفاصل. او توضیح داده است که اضطراب مداوم ممکن است آرامش بدن را حتی هنگام خواب مختل کند.
البته ارتباط میان استرس و هر بیماری جسمانی باید با بررسیهای علمی و پزشکی ارزیابی شود و نمیتوان بروز یک بیماری مشخص را صرفاً به فشار روانی نسبت داد.
افزایش فشار روانی و تشدید تعارضات خانوادگی
استرس مزمن میتواند آستانه تحمل افراد را کاهش دهد و واکنشهای هیجانی آنها را در روابط روزمره تشدید کند. از آنجا که اعضای خانواده نزدیکترین افراد به یکدیگر هستند، بخشی از این فشارها ممکن است در قالب اختلافات زناشویی و خانوادگی بروز کند.
آقایوسفی معتقد است تداوم چنین شرایطی میتواند روابط عاطفی را تحت فشار قرار دهد و زمینه بروز مشکلاتی مانند افزایش تعارضات و احتمال طلاق را فراهم کند.
چرا پیشگیری از مشکلات سلامت روان اهمیت اقتصادی دارد؟
آقایوسفی برای توضیح اهمیت پیشگیری، به نمونه بیماری دیابت اشاره کرده است. اگر فردی برای ادامه درمان به دارویی مانند انسولین نیاز داشته باشد، اما هزینه آن تحت پوشش بیمه نباشد، ممکن است میان تأمین هزینه درمان و نیازهای روزمره خانواده خود گرفتار شود.
در صورت ناتوانی در ادامه درمان، بیماری ممکن است پیشرفت کند و در آینده هزینههای بیشتری برای درمان عوارض، جراحی، ازکارافتادگی و حمایت از خانواده به وجود آورد.
او معتقد است همین منطق باید در حوزه سلامت روان نیز مورد توجه قرار گیرد. دسترسی به خدمات پیشگیرانه و مشاورهای میتواند از تشدید برخی مشکلات جلوگیری کند و مانع تحمیل هزینههای سنگینتر در آینده شود.
هشدار درباره نزدیک شدن جامعه به نقطه اضطرار سلامت روان
رئیس سازمان نظام روانشناسی با اشاره به نگرانیهای مرتبط با نرخ ازدواج، طلاق و فرزندآوری گفته است که جامعه فاصله زیادی تا رسیدن به نقطه اضطرار سلامت روان ندارد.
او تأکید کرده است که نگرانی درباره کاهش فرزندآوری به معنای دخالت در تصمیم شخصی افراد نیست؛ مسئله زمانی نگرانکننده میشود که افراد به دلیل مشکلات مالی و ناتوانی اقتصادی، از تصمیمی که خود تمایل به آن دارند صرفنظر کنند.
آقایوسفی همچنین هشدار داده است که تعلل در اقدامات پیشگیرانه ممکن است در آینده هزینههای اجتماعی و درمانی بیشتری به همراه داشته باشد. از نگاه او، نباید منتظر افزایش شدید مشکلات روانی و اجتماعی ماند تا اقدامات اضطراری آغاز شوند.
توصیه رئیس سازمان نظام روانشناسی به مردم برای مدیریت اضطراب
آقایوسفی در پایان گفتوگو، با اشاره به تجربه شخصی خود از سالهای جنگ تحمیلی و حضور در فعالیتهای امدادی هلالاحمر، بر اهمیت شناخت واقعیتها و تمرکز بر اقداماتی تأکید کرده است که هر فرد در محدوده توانایی خود میتواند انجام دهد.
او با بیان اینکه افراد قدرت نامحدودی برای تغییر شرایط بیرونی ندارند، توصیه کرده است به جای گرفتار شدن در نگرانیهای خارج از کنترل، برای مدیریت زندگی روزمره و حفظ سلامت خود و اطرافیان تلاش کنند.
شعار شخصی او این است: «زندگی عرصه شطرنج من است.» منظور او از این تعبیر، کنترل هیجان، فکر کردن پیش از اقدام، پیشبینی پیامدها، ارزیابی راهحلها و انتخاب گزینهای است که با کمترین آسیب همراه باشد.
مجموع اظهارات رئیس سازمان نظام روانشناسی نشان میدهد که از نگاه او، مقابله با فشارهای روانی جامعه تنها با توصیههای فردی امکانپذیر نیست. کاهش موانع اقتصادی دریافت خدمات مشاوره، گسترش پوشش بیمهای، حمایت از سلامت روان کارگران و تقویت برنامههای پیشگیرانه، از جمله اقداماتی هستند که میتوانند در بهبود دسترسی مردم به خدمات سلامت روان نقش داشته باشند.







