سیروس ابراهیمزاده، بازیگر باسابقه سینما، تلویزیون، تئاتر و رادیو و نویسنده ایرانی، در مراسم وداع با حضور هنرمندان و دوستانش بهعنوان چهرهای اندیشمند، ادبیاتدوست و پایبند به ارزشهای انسانی یاد شد. سخنرانان این مراسم از ابعاد کمتر شناختهشده شخصیت او گفتند؛ هنرمندی که به باور نزدیکانش، فراتر از چهره شناختهشدهاش در بازیگری، پیوند عمیقی با ادبیات و اندیشه داشت و وطنش را عاشقانه دوست میداشت.
مراسم وداع با پیکر زندهیاد سیروس ابراهیمزاده روز چهارشنبه ۲۹ مهر در خانه هنرمندان ایران برگزار شد. پس از این مراسم، پیکر او برای خاکسپاری به قطعه هنرمندان بهشت زهرا منتقل شد. حاضران در این آیین با مرور خاطرات و تجربههای همکاری با او، از جایگاه هنری و ویژگیهای شخصیتیاش سخن گفتند.
مراسم وداع با سیروس ابراهیمزاده در خانه هنرمندان
در مراسم بدرقه این هنرمند، شماری از چهرههای فرهنگی و هنری حضور داشتند و هر یک از زاویهای به شخصیت و کارنامه او پرداختند. مسعود فروتن، مجری و نویسنده، با اشاره به سابقه همکاری و آشنایی خود با ابراهیمزاده گفت که او برای همکارانش الگویی در کار و هنر بود و حضورش در کنار دیگر هنرمندان اهمیت زیادی داشت.
در ادامه، کوروش سلیمانی، بازیگر و کارگردان تئاتر، بیانیه انجمن بازیگران را قرائت کرد. رضا بابک نیز با خواندن چند قطعه شعر، یاد و خاطره این هنرمند را گرامی داشت. سخنان حاضران نشان میداد که جایگاه ابراهیمزاده تنها به فعالیتهای نمایشی او محدود نمیشد و شخصیت فکری و ارتباطش با ادبیات نیز برای دوستانش اهمیت ویژهای داشت.
امیرحسین چهلتن: چهره واقعی سیروس ابراهیمزاده با ادبیات عجین بود
امیرحسین چهلتن، رماننویس و مقالهنویس، در این مراسم از آشنایی خود با سیروس ابراهیمزاده و کشف جنبههای ادبی شخصیت او سخن گفت. او توضیح داد که نخستین بار در اوایل دهه ۱۳۵۰ ابراهیمزاده را در نمایش «اختاپوس» دیده است؛ نمایشی که بازیگرانی شناختهشده همچون صادق بهرامی، پرویز صیاد و نوذر آزادی در آن حضور داشتند.
چهلتن گفت که با وجود این آشنایی اولیه، حدود ۳۰ سال طول کشید تا فرصتی برای دیدار رودررو با ابراهیمزاده پیدا کند. این دیدار در سال ۱۳۸۰ و در ارتباط با اجرای نمایشنامهای بر اساس داستانی از صادق هدایت شکل گرفت؛ اثری که به مناسبت صدمین سال تولد این نویسنده آماده شده بود. سیروس ابراهیمزاده و ناهید، همسر او، در این نمایش حضور داشتند و همین همکاری زمینه شکلگیری دوستی میان آنها را فراهم کرد.
به گفته چهلتن، در جریان این آشنایی بود که چهره ادبی ابراهیمزاده را بهتر شناخت. او تاکید کرد که پشت چهره شناختهشده این بازیگر، شخصیتی عمیقتر وجود داشت که با ادبیات پیوندی جدی داشت. این توصیف، تصویری از هنرمندی ارائه میدهد که هویت حرفهایاش تنها در ایفای نقش خلاصه نمیشد و مطالعه، اندیشه و ادبیات نیز بخشی از جهان ذهنی او را تشکیل میداد.
نمایشنامه «لازاروس» و نگاه اجتماعی سیروس ابراهیمزاده
امیرحسین چهلتن در بخش دیگری از سخنانش به نمایشنامه «لازاروس» اشاره کرد که سیروس ابراهیمزاده در دیماه ۱۳۷۶ روی صحنه برده بود. او معتقد بود این اثر دورانی را به تصویر میکشید که نشانهها و مسائل آن همچنان ادامه دارند.
اشاره به این نمایشنامه در مراسم وداع، بار دیگر توجهها را به وجه فکری و کارگردانی ابراهیمزاده جلب کرد. اجرای یک اثر نمایشی تنها به هدایت بازیگران و سازماندهی صحنه محدود نمیشود؛ انتخاب متن، شیوه روایت و نوع مواجهه با مسائل انسانی و اجتماعی نیز در شکلگیری معنای اثر نقش دارند. سخنان چهلتن نشان میداد که او در آثار ابراهیمزاده، افزون بر تواناییهای اجرایی، نوعی نگاه تاملبرانگیز به زمانه و تجربه انسانی میدید.
ابوالحسن تهامینژاد: هنر برای او با ابعاد انسانی پیوند داشت
ابوالحسن تهامینژاد، صداپیشه و مترجم، از دیگر سخنرانان مراسم بود که بر ویژگیهای شخصیتی و نگاه انسانی سیروس ابراهیمزاده تاکید کرد. او گفت ابراهیمزاده همواره تلاش میکرد هنر را با ابعاد انسانی درهمتنیده ببیند و در رفتار و فعالیتهای خود نیز بازتابی از این نگاه باشد.
تهامینژاد ابراهیمزاده را هنرمندی فکور و اندیشمند توصیف کرد و از تواناییهای او در حوزه تئاتر سخن گفت. به گفته او، ابراهیمزاده با پشتوانه آموختههای دانشگاهی خود در انگلستان، در عرصه کارگردانی تئاتر نیز فعالیت داشت و همواره در مسیر خلق آثار تازه بود.
یکی از نکات تاسفبرانگیزی که تهامینژاد به آن اشاره کرد، فرصت نیافتن ابراهیمزاده برای ثبت خاطراتش بود. به گفته او، این هنرمند قصد داشت نوشتن خاطرات خود را به سالهای آینده موکول کند، اما فرصت تحقق این تصمیم را پیدا نکرد. چنین خاطراتی میتوانست بخشی از تجربههای حرفهای و فرهنگی او را برای نسلهای بعدی ثبت کند؛ تجربههایی که در حافظه شفاهی همکاران و دوستانش باقی ماندهاند.
علاقه سیروس ابراهیمزاده به بازگشت به وطن
یکی از بخشهای احساسی مراسم، سخنان ناهید کبیری، همسر سیروس ابراهیمزاده، درباره علاقه او به ایران بود. کبیری با اشاره به وطندوستی همسرش گفت که ابراهیمزاده بارها تاکید کرده بود: «من جایزهام را از مردم وطنم میگیرم.» او این جمله را نشانهای از پیوند عاطفی همسرش با مردم و سرزمینش دانست.
به گفته کبیری، خانواده به آخرین آرزوی او وفادار ماندند و مسئولیت انتقال پیکرش به ایران را بر عهده گرفتند تا در وطنش به خاک سپرده شود. او همچنین از احترام برومند به دلیل همراهی و حمایت در این مدت قدردانی کرد.
همسر ابراهیمزاده او را از نسل عاشقان قدیمی توصیف کرد و گفت که عشق به وطن در زندگی او جایگاه ویژهای داشت. این بخش از مراسم نشان داد که بازگشت پیکر این هنرمند به ایران، برای خانوادهاش تنها یک تصمیم اجرایی نبود، بلکه تلاشی برای احترام به خواستهای شخصی و عاطفی به شمار میرفت.
همایون اسعدیان از انتقال پیکر این هنرمند به ایران گفت
همایون اسعدیان، مدیرعامل خانه سینما، نیز در مراسم وداع درباره روند انتقال پیکر سیروس ابراهیمزاده توضیح داد. او گفت پس از شنیدن خبر درگذشت این هنرمند، از اینکه پیکر او در خاک ایران به خاک سپرده خواهد شد، آگاه شده است. به گفته اسعدیان، انتقال پیکر با تلاش همکاران در سازمان سینمایی و وزارت امور خارجه امکانپذیر شد.
اسعدیان همچنین قطعه هنرمندان بهشت زهرا را مکانی دانست که بهنوعی به موزهای از خاطرات فرهنگی و هنری تبدیل شده است؛ جایی که مردم میتوانند یاد هنرمندان و آثارشان را مرور کنند. خاکسپاری ابراهیمزاده در این قطعه، فرصتی برای زنده نگهداشتن یاد او در کنار دیگر چهرههای تاثیرگذار فرهنگ و هنر ایران فراهم میکند.
سیروس ابراهیمزاده؛ هنرمندی در سینما، تلویزیون، رادیو و تئاتر
سیروس ابراهیمزاده از هنرمندانی بود که فعالیت حرفهای او به یک حوزه محدود نمیشد. او در سینما، تلویزیون، رادیو و تئاتر حضور داشت و در کنار بازیگری، به نویسندگی و کارگردانی تئاتر نیز میپرداخت. همین تنوع فعالیتها، تصویری چندوجهی از کارنامه او به وجود آورده بود.
توصیفهایی که در مراسم وداع مطرح شد، بر پیوند میان فعالیت هنری و علاقه او به ادبیات تاکید داشت. آشنایی با نمایشنامهها و متون ادبی، حضور در اجراهای نمایشی و ارتباط با نویسندگان و هنرمندان، بخشهایی از مسیری بود که شخصیت حرفهای او را شکل داد.
از نگاه دوستان و همکارانش، ارزش کارنامه ابراهیمزاده را نمیتوان فقط با نقشهایی که ایفا کرده بود سنجید. توجه او به متن، اندیشه و جنبههای انسانی هنر نیز در خاطرات نزدیکانش برجسته بود. همین ویژگیها سبب شد که در مراسم بدرقه، بسیاری از سخنرانان به جای تمرکز صرف بر شهرت سینمایی او، از ابعاد فکری و شخصیتیاش یاد کنند.
درگذشت سیروس ابراهیمزاده پس از دورهای کوتاه از بیماری
سیروس ابراهیمزاده روز ۳۰ شهریور پس از تحمل دورهای کوتاه از بیماری در خارج از کشور درگذشت. بنا بر اظهارات همسرش در مراسم وداع، یک جراحی که در ابتدا ساده به نظر میرسید، به مشکلی پیچیده تبدیل شد و او فرصت ادامه زندگی را پیدا نکرد.
پس از درگذشت این هنرمند، پیکرش برای خاکسپاری به ایران منتقل شد. مراسم وداع در خانه هنرمندان و خاکسپاری در قطعه هنرمندان بهشت زهرا، فرصتی برای همکاران، دوستان و علاقهمندان فراهم کرد تا با او بدرود بگویند و خاطراتش را مرور کنند.
جمعبندی؛ میراث سیروس ابراهیمزاده فراتر از بازیگری بود
آنچه در مراسم وداع با سیروس ابراهیمزاده بیش از همه مورد تاکید قرار گرفت، چندوجهی بودن شخصیت او بود. از نگاه امیرحسین چهلتن، ادبیات بخش مهمی از هویت این هنرمند را تشکیل میداد؛ ابوالحسن تهامینژاد نیز بر پیوند هنر و انسانیت در جهانبینی او تاکید کرد. سخنان همسرش هم تصویری از علاقه عمیق او به وطن ارائه داد.
سیروس ابراهیمزاده در حوزههای مختلفی از هنر فعالیت کرد و در خاطره همکارانش بهعنوان هنرمندی اندیشمند، پرتلاش و علاقهمند به ادبیات باقی ماند. خاکسپاری او در ایران و سخنان چهرههای فرهنگی در مراسم بدرقه، بار دیگر نشان داد که میراث یک هنرمند تنها به آثار باقیمانده از او محدود نیست؛ خاطرات، اندیشهها و تاثیری که بر اطرافیان و جامعه هنری میگذارد نیز بخشی از این میراث است.






